مهدی سیفتبریزی: در حالی که تنشهای منطقهای قفقاز جنوبی همچنان سایه سنگینی بر روابط همسایگان این منطقه افکنده، دیدار اخیر آرمن گریگوریان، دبیر شورای امنیت ملی ارمنستان با علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسعود پزشکیان، رئیسجمهور در تهران، نمادی از تلاشهای دیپلماتیک برای حفظ ثبات و تقویت پیوندهای دوجانبه به شمار میرود. این نشست، که صبح شنبه 8 شهریور ۱۴۰۴ برگزار شد، بر پایه دعوت دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان از همتای ارمنی خود شکل گرفت و بر محور تقویت روابط اقتصادی، سیاسی، امنیتی و دفاعی 2 کشور متمرکز بود. لاریجانی در این دیدار، ضمن ابراز رضایت از سطح فعلی مناسبات، بر مخالفت قاطع ایران با هرگونه تغییر ژئوپلیتیک در منطقه تأکید کرد که میتواند در آینده به روابط تهران - ایروان آسیب بزند و خواستار مشارکت ارمنستان در تکمیل پروژههای جادهای در حوزه کریدور شمال-جنوب به عنوان بخش غربی این راهگذر، همچنین کریدور دریای سیاه برای اتصال خلیج فارس به دریای سیاه شد.
از سوی دیگر، گریگوریان روابط کنونی میان 2 کشور را «بیسابقه» توصیف و آمادگی ایروان برای امضای سند جامع روابط راهبردی در آینده نزدیک را اعلام کرد؛ با تأکید بر حفظ انحصار ارمنستان بر مسائل امنیتی، نظامی و گمرکی در توافقات صلح اخیر.
در ادامه این دیدارها مسعود پزشکیان با اشاره به نتایج مثبت سفر اخیر خود به ایروان، نگرانیهای ایران از حضور نیروهای بیگانه در قفقاز را تا حد زیادی برطرفشده دانست و بر لزوم جلوگیری از دخالت خارجی در روابط دوستانه 2 کشور تأکید ورزید. دیدار گریگوریان با بالاترین مقامات سیاسی و امنیتی ایران، بر اهمیت دیپلماسی فعال تهران در منطقه دلالت دارد و میتواند زمینهای برای بررسی عمیقتر تحولات اخیر قفقاز، بویژه توافق صلح ارمنستان و جمهوری آذربایجان در حضور دونالد ترامپ و ایجاد «مسیر ترامپ» فراهم آورد. آیا این توافق، پایان درگیریهای دیرینه است یا مقدمهای بر چالشهای نوین ژئوپلیتیک که امنیت و منافع ملی ایران را تهدید میکند؟
توافق صلح امضاشده میان الهام علیاف و نیکول پاشینیان در کاخ سفید در ۱۷ مرداد با میانجیگری ترامپ، به عنوان نقطه عطفی در تاریخ قفقاز جنوبی توصیف شده است. این سند که پس از دههها درگیری بر سر قرهباغ و مسائل مرزی نهایی شد، تعهد 2 طرف به توقف دائم جنگ، احترام به تمامیت ارضی یکدیگر و بازگشایی مسیرهای ترانزیتی را شامل میشود.
بخش کلیدی و مهم آن، ایجاد «مسیر ترامپ» است؛ کریدوری به طول ۴۳ کیلومتر در استان سیونیک ارمنستان که جمهوری آذربایجان را مستقیماً به نخجوان متصل میکند و از طریق ترکیه به اروپا راه مییابد. بر اساس این توافق، ارمنستان حق توسعه انحصاری این مسیر را به مدت ۹۹ سال (با امکان تمدید) به ایالات متحده واگذار کرده و واشنگتن آن را به کنسرسیومی از شرکتهای آمریکایی برای ساخت راهآهن، خطوط نفت و گاز، فیبر نوری و انتقال برق سپرده است. ترامپ روز امضای این پروژه را «روز بزرگ» خواند و آن را نمادی از «صلح پایدار» و «رفاه جهانی» دانست، در حالی که علیاف آن را «رویدادی تاریخی» و پاشینیان «گامی به سوی فصل جدیدی از روابط» توصیف کردند. این توافق که نظارت روسیه بر مسیرهای ترانزیتی (مطابق آتشبس ۲۰۲۰) را عملاً منسوخ و منقضی میکند، ظاهراً به نفع جمهوری آذربایجان (دسترسی مستقیم به نخجوان) و ارمنستان (حفظ حاکمیت و تضمینهای امنیتی از سوی آمریکا) است. با این حال، آیا میتوان اجرای عملی این مسیر را حتمی دانست؟ بررسی چالشهای داخلی ارمنستان، همچنین چالشهای منطقهای و فرامنطقهای نشان میدهد این توافق، بیش از آنکه «تمامشده» باشد، با موانع عمیقی روبهرو است که میتواند آن را به تعویق بیندازد یا حتی ناکام بگذارد.
ابتدا به چالشهای داخلی ارمنستان بپردازیم؛ جایی که توافق صلح با علیاف، بیش از آنکه در ارمنستان وحدت ایجاد کند، شکافهای سیاسی - اجتماعی را عمیقتر کرده است. نیکول پاشینیان که از سال ۲۰۱۸ بر مسند قدرت نشسته، با محبوبیت پایین (کمتر از ۱۳ درصد بر اساس نظرسنجیهای اخیر) روبهرو است و اپوزیسیون ملیگرا، از جمله چهرههایی چون روبرت کوچاریان، رئیسجمهور پیشین، توافق را «کاپیتولاسیون» و واگذاری حاکمیت ملی میدانند. واگذاری ۹۹ ساله کریدور به آمریکا -هرچند تحت قوانین ارمنستان اداره شود - نگرانیهایی را بابت «حضور خارجی» و تضعیف استقلال ایروان برانگیخته است. علاوه بر این، اصلاح قانون اساسی ارمنستان برای حذف اشارههای غیرمستقیم به قرهباغ – یکی از شروط جمهوری آذربایجان – نیازمند همهپرسی در سال ۲۰۲۶ است اما تنشهای داخلی، از جمله اعتراضات خیابانی و اتهام خیانت به پاشینیان میتواند این فرآیند را مختل کند.
ارمنستان که پس از شکست در جنگ دوم قرهباغ (۲۰۲۰) و از دست دادن بخشهایی از اراضی، به دنبال تنوعبخشی به سبد متحدان خود است، اکنون با فشارهای داخلیای روبهرو است که میتواند اجرای توافق را به تأخیر اندازد. کارشناسان ارمنی تأکید دارند بدون تضمینهای متقابل برای مسیرهای ارمنستان از طریق جمهوری آذربایجان، این توافق ناعادلانه است و میتواند به بیثباتی داخلی منجر شود. در واقع، شکنندگی سیاسی ایروان - که وابستگی سنتی به روسیه را با گرایش به غرب جایگزین کرده - توافق را در معرض خطر کودتا یا اعتراضات گسترده قرار داده است، بویژه که متن کامل یادداشت تفاهم با ترامپ هنوز منتشر نشده و ابهامات حقوقی آن، بستر مناسبی برای اختلافات داخلی فراهم میکند.
در سطح منطقهای، چالشها عمدتاً از سوی باکو ترکیه و روسیه ناشی میشود که هر کدام منافع متفاوتی در قفقاز دارند. باکو که پیروزی در جنگ ۲۰۲۰ را به دست آورده، اصرار بر «اتصال بدون مانع» به نخجوان دارد اما جزئیات عملیاتی مانند نظارت مرزی و حقوق عبور، همچنان محل مناقشه است.
الهام علیاف که جاهطلبیهای پانترکیستی را پیگیری میکند، ممکن است فشار بیاورد تا کنترل بیشتری بر مسیر داشته باشد که این امر حاکمیت ارمنستان را تهدید میکند و میتواند به تنشهای مرزی تازه منجر شود. ترکیه، به عنوان حامی اصلی باکو، از این کریدور برای تقویت «اتحاد ترکی» و اتصال به آسیای میانه بهره میبرد. اردوغان که روابط نزدیکی با ترامپ دارد، کلنگزنی خط آهن قارص - ایغدیر را به عنوان بخشی از کریدور آغاز کرده اما این اقدامات، بدون هماهنگی کامل با ایروان، پتانسیل ایجاد درگیریهای محلی در ارمنستان را دارد. از سوی دیگر، روسیه که نفوذ سنتی خود در قفقاز را از دست داده، توافق را «ضربه ژئوپلیتیک» میبیند و ممکن است با ابزارهایی مانند فشار بر ارمنستان از طریق پیمان اوراسیا یا حتی ایجاد اختلال در مسیرهای جایگزین، واکنش نشان دهد.
مسکو که نظارت بر کریدور را در آتشبس ۲۰۲۰ بر عهده داشت، اکنون با «پکس آمریکانا» روبهرو است و تحلیلگرانی مانند لارنس بروئرز از چتمهاوس هشدار میدهند این توافق، بدون تعهدات بلندمدت آمریکا شکننده است و روسیه میتواند با حمایت از گروههای مخالف در ارمنستان، آن را تضعیف کند. در مجموع، رقابتهای منطقهای، از جمله تنشهای باکو - ارمنستان بر سر قرهباغ و نقش ترکیه در «جنگ کریدورها» اجرای مسیر ترامپ را به چالشی چندوجهی تبدیل کرده که میتواند به جای صلح، به درگیریهای جدید منجر شود.
چالشهای فرامنطقهای، بویژه نقش ایالات متحده و چین، لایهای پیچیدهتر بر ماجرا میافزاید. ترامپ که خود را «رئیسجمهور صلح»(!) مینامد، این توافق را برای کسب جایزه نوبل و تقویت کارنامه دیپلماتیک خود (پس از ناکامی در اوکراین و غرب آسیا) پیگیری کرده اما پایداری آن به دولتهای بعد آمریکا بستگی دارد. واگذاری ۹۹ ساله به شرکتهای آمریکایی، هرچند اقتصادی به نظر میرسد، ابعاد امنیتی دارد و میتواند حضور ناتو را در مرزهای ایران و روسیه تثبیت کند. بانک جهانی برآورد کرده این کریدور تا سال ۲۰۲۷ حجم تجارت جهانی را ۵۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار افزایش میدهد اما این سود، عمدتاً به نفع غرب است و ایران را از کریدور شمال - جنوب (که خلیجفارس را به دریای سیاه متصل میکند) حذف میکند. چین که در طرح «کمربند و جاده» منافع دارد، ممکن است با مسیرهای جایگزین از طریق ایران رقابت کند اما توافق ترامپ، پکن را نیز به حاشیه میراند.
اما برای ایران، این چالشها تهدیدی مستقیم است. قطع دسترسی زمینی به ارمنستان و اروپا، افزایش نفوذ آمریکا و رژیم صهیونیستی در شمال غرب و تضعیف نقش تهران در ترانزیت انرژی باعث شده بسیاری از کارشناسان این توافق را «مسیر شیطان» بنامند و هشدار دهند بدون تضمینهای حقوقی، این مسیر میتواند به «خفگی ژئوپلیتیک» کشورمان منجر شود. با این حال، دیپلماسی فعال ایران، مانند دیدار گریگوریان و علی لاریجانی، نشان میدهد تهران فعالانه در حال جستوجوی راهکارهایی برای حفظ مرزها و تقویت روابط با ایروان است.
در نهایت، با وجود تمام هشدارهای کارشناسان پیرامون توافق صلح، همچنان نمیتوان «مسیر ترامپ» را تمامشده دانست. چالشهای داخلی ارمنستان (شکنندگی سیاسی پاشینیان)، منطقهای (رقابتهای باکو – ترکیه -روسیه) و فرامنطقهای (نقش ناپایدار آمریکا و چین) نشان میدهد اجرای عملی آن، پرریسک است. این توافق، بیش از آنکه صلح به منطقه بیاورد، معادلات قفقاز را به نفع غرب بازآرایی میکند و میتواند کشورمان را در موقعیت دفاعی قرار دهد. موفقیت تهران در خنثیسازی این تهدیدها، به دیپلماسی هوشمندانه و سرمایهگذاری در کریدورهای جایگزین بستگی دارد.
قفقاز، منطقهای حساس است که نشان داده نیاز به هوشیاری مداوم دارد تا «صلح ظاهری» به «ثبات واقعی» تبدیل شود.
نگاه
تهران - ایروان بازتعریف یک راهبرد
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها